جايگاه تكليف الهى و بيعت در قيام امام حسين عليه السلام
جايگاه تكليف الهى و بيعت در قيام امام حسين عليه السلام امام حسين (ع) در مسائل ى قيام را مستند بـه نص و تكليف الهى و گاهى آن را مستند دعوت مردم كوفه دانسته است.
سؤال اصلى اين مقاله اين است كه كدام يك از اين دو علت ، تاثير ا صلى را در قيام عاشورا داشته به گونهاى كه با انتفاء آن اصل قيام منتفى مىشده است؟
نويسنده محترم براى پاسخ اين پرسش ابتدا نامه هاى مردم كوفه بـه امام حسين (ع) و جواب آن حضرت به ايشان را بررسى كرده سپس به بحث در مورد تاثير نص در قيام امام (ع) پرداخته است و در پايان با جمع بين ادله موجود به اين نتيجه مىرسد كه بدون ترديد علت ا صلى قيام آن حضرت امر بـه مشهور و نهى از منكر بوده است ولی دعوت و بيعت مردم كوفه حداكثر اثرى كه داشته اتمام حجتبر آن حضرت بوده است كه در ادامه نهضتخود سوى آنان حركت كند و از يارى آنان براى تحقق اهداف الهى خود بهرهمند گردد و نيز رهبرى و هدايت كسانى را بر عهده گيرد كه مصرانه خواستار آمدن امام بوده و را نيازمند رهبرى ايشان مىدانستند. افزون بر اين، از كلمات و سيره آن حضرت، همچون اميرالمؤمنين (ع) و امام حسن (ع) مصرف مىشود كه امام (ع) حكومت كردن بر مردم از طريق قهر و غلبه را صحيح نمىدانستند.
سؤال ا صلى مقاله حاضر اين است كه هر يك از نص و دعوت مردم كوفه از امام حسين (ع) و بيعت آنان نماينده آن حضرت، چه نقشى در قيام امام (ع) داشته است؟ جمله ديگر كدام يك از اين دو علت ، تاثير ا صلى را در قيام عاشورا داشته به گونهاى كه با انتفاء آن، اصل قيام منتفى مىشده است؟
منظور از «نص» در سؤال فوق آيات يا رواياتى است كه امام حسين (ع) را بـه سوى قيام عليه حكومتيزيد فرا مىخواند و آن حضرت را مكلف به اين كار مىنمود، چنان كه امام (ع) در مسائل ى قيام را مستند نص کرده است، مانند آنجا كه مىفرمايد: «انماخرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى اريد ان آمر بالمشهور و انهى عن المنكر و اسير بسيرة جدى و ابى على بن ابىطالب...» (1)
نص مورد استناد امام (ع) در اينجا همان امر مشهور و نهى از منكر است كه بـه عنوان يك واجب شرعى متخذ از آيات و روايات بر عهده هر مسلمانى گذاشته شده است