لحظات انتها امام حسین (ع)

خرید بک لینک

لحظات انتها امام حسین (ع)

لحظات انتها امام حسین علیه الدرود آن لحظات انتها را اباعبدالله دارد طی می نماید . آن جا که حضرت افتاده بودند، چون زمین پایینی بود اسمش را گذاشته اند «گودال قتلگاه» که ی حضرت اندکی از آن دور می شدند (اهل بیت) ایشان را نمی دیدند و از حالشان آگاه نبودند. لحظات انتها است.


آن چنان زخمهای زیاد، رفتن خون و تشنگی بر حضرت غلبه کرده است که دیگر قدرت بپاخاستن ندارد. آسمان در نظرش تاریک و تیره است. دشمن می خواهد بریزد به خیام حرمش، جرأت نمی نماید ، می گوید نکند حسین حیله جنگی کار برده، چون می دانستند که اگر نیرو در بدن او باشد امیزانی نمی تواند در مقابل او پایداری بکند.
یک کسی می خواهد برود سر مقدسش را از بدنش جدا بکند، جرأت نمی نماید نزدیک بشود. نقشه چنین کشیدند که گفتند حسین مردی است غیور، غیره الله است، محال است که جان در بدنش باشد و بتواند تحمل نماید که در زندگی او ریخته اند به خیام حرمش. آزمایش زنده بودن یا نبودن حسین این بود که ناگاه لشکر هجوم آورد بـه طرف خیام حرم اباعبدالله. حضرت حس کرد. با زحمت روی نماید ه های زانو بپا ایستاده، ظاهراً با تکیه دادن به شمشیر خودش. فریاد مردانه اش در آن وادی بلند شد (آنجا دم از غیرت و حریت می زند):
ویلکم یا شیعه آل ابی سفیان أنا اقاتلکم و انتم تقاتلوننی و النساء لیس علیهن جناح
ای خودفروختگان آل ابی سفیان! با من می جنگید و من با شما می جنگم. زن و بچه چه تقصیری دارند؟!
"کونوا احراراً فی جهان کم"؛ اگر خدا را نمی شناسید، اگر بـه معاد ایمان ندارید، آن شرفی که آدم باید داشته باشد کجا رفت؟! حریت و آزادیتان کجا رفت؟!
فلسفه اخلاق، صفحه 162-

کربلا...

ما را در سایت کربلا دنبال می‌کنید

برچسب: کربلا,امام حسین,تور کربلا,گنبد, نویسنده: کربلا بازدید: 100 تاريخ: چهارشنبه 4 تير 1393 ساعت: 15:46

صفحه بندی