اهداف امام حسين (ع) و قرآن
در اسلام به همان میزان كه از فساد انتقاد و با آن مواجهه شده ، نسبت به اصلاح سفارش و تأكيد شده است . قرآن تنها ايمان و تقواي دروني اكتفا نمي كند، بلكه اصلاح را لازمه ي ايمان و تقوي مي شمارد. (آمن و اصلح ) و (فمن اتّقي و اصلح ) .
خداوند اوّل مصلح است ; (و اصلح بالهم ) و لذا از مردم نيز خواسته تا اوّل عيب هاي خود را اصلاح كنند; (تابوا و اصلحوا...) و سپس بـه اصلاح جامعه بپردازند. (فاتّقوا اللّه و اصلحوا ذات بينكم ) اصلاح گر هرگز دنبال فتنه انگيزان نمي رود، (و اصلح و لا تتّبع سبيل المفسدين ) البتّه اصلاحات بايد بر معيار عدل و قانون باشد (فاصلحوا بينهما بالعدل و القسط) .
كسي كه راههاي صلاح و اصلاح را به روي ببندد، نابود خواهد شد هر چند فرزند پيامبر باشد;(انّنه ليس من اهلك انّه عمل غير صالح ) (اي نوح !) او از خاندان تو نيست ، براستي كه عمل او غير صالح است . اولياي الهي از خدا درخواست مي كردند كه بـه صالحان ملحق شوند. (الحقني بالصالحين ) .
قرآن اکثرا ٌ ايمان را همراه عمل صالح بيان كرده است ; (الذين آمنوا و عملواالصالحات ) موثر ي عمل صالح محدود بـه زمان و مكان نيست و حتّي نسل هاي بعدي از اعمال پدران صالح خود خير و بهره مي برند. (و كان ابوهما صالحا) .
قرآن هدف از كاميابي از نعمت ها را انجام عمل صالح مي داند، (يا ايّها الرّسول كلوا من الطيبات و اعملوا صالحا) يعني بهره گيري و كاميابي شما از نعمت ها بايد براي انجام كار نيك و عمل صالح باشد.
خداوند متعال حكومت آينده ي زمين را نصيب بندگان صالح خود خواهد كرد. (ان ّ الارض يرثها عبادي الصالحون ) .
آدم بعد از اصلاح خود، بايد به اصلاح ديگران بپردازد و تمام توان خود را در اين راه بكار گيرد (ان اريد الا الاصلاح ما استطعت ) چيزي جز اصلاح تا سر میزان توانم نمي خواهم .
البتّه خداوند متعال اصلاح طلبان واقعي را از كساني كه شعار اصلاح مي دهند، جدا مي كند و چهره ي مدّعيان دروغين را افشا مي كند; (قالوا انّما نحن مصلحون ألا انّهم هم المفسدون و لكن لايشعرون ) آنها مي گويند: فقط ما اصلاح طلبيم ، آگاه باشيد آنها خود فساد كنندگانند، ولي نمي فهمند.